روزی روزگاری،سرزمین آفتاب!
I Love Cars but Who Knows the meaning of Love
صفحات وبلاگ
نویسنده: تاکاشی - پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸

تا دو سه سال پیش کم بودند پسرهایی که رنگ هایی مانند سورتی یا بنفش را برای لباس هایشان انتخاب کنند ولی امروز دیگر کم نیست!مواقعی کلّی سر به سر دوستم می گذاشتم که آیا لباس ِ خواهرتو غرض گرفتی و از این جور صحبت ها!یک جورهایی پسر سورتی یا بنفش غیر قابل تحمل بود!!

بنده هم گرفتار حس عجیبی شدم که تازگی ها بنفش هم به رنگ های مورد علاقه ام اضافه شده!البته سورتی هنوز جای کار دارد و امیدوارم هیچ وقت چنین ننگی سراغ ما نیاید!سورتی برتن دخترها زیباست ولی انصافا رنگ پسرها نیست!(همین حرف را دو سه سال پیش در مورد بنفش هم می زدم!!نگران)

این عکس از آوریل لاوین رو در مجله ی موسیقی که می خوندم دیدم!عجب شلوار قشنگی!الان اینجا مد شده شلوارهایی به رنگ های غیر معمول(اگر دیگه غیر معمول باقی مانده باشند!!) و من هم وسوسه شدم که امتحان کنم ولی آیا به من هم این گونه زیبا جلوه می کنه یا می شوم مثل اینایی که دفعه ی اول هست از دِه می آیند شهر!!!مژه

البته می دونید که عکس مالِ آخر سال 2008 هست و آن موقعی که هنوز از هم جدا نشده بودند!

من یه دونه از اینا داشته باشم دیگه چیزی نمی خواهمبغل

این هم برای اینکه سِت کرده باشیمنیشخند

من خوبم،شما خوب هستی؟

پ.ن.منظورم همون صورتی بود!!!

پ.ن.2.چقدر خوبه که تویوتا با مشتری هایش صادق هستتشویق

با تشکر

تاکاشی 

نویسنده: تاکاشی - دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸

امروز برای ما یک روزی است مثل روزهای دیگر!حال بعضی ها این روز را ولنتاین می نامند،تاریخچه و چون و چرایش را از ایشان بپرسید.البته در ژاپن هم این روز را جشن می گیرند.

این روز در ژاپن روزی است که خانم ها به آقایون کادو می دهند و یک ماه بعد در 14 مارس که روز سفید(White Day) نامیده می شود آقایون جبران می کنند.فروشگاه ها از حدود یک ماه قبل خود را برای چنین روزی آماده می کنند و شرکت های مختلف از خوراک تا پوشاک همه و همه محصولاتی مخصوص این روز و به صورت محدود عرضه می کنند که مناسب برای هدیه دادن هست و در همه ی آنها نشان قلب مشترک هست.بیشترین و محبوب ترین هدیه هم فکر می کنم شکلات هست و عده ای هم ابتکار غمل به خرج داده و خودشان این شکلات را درست کرده و تزیین می کنند.در تبلیغات حتی کفش هایی که مخصوصا برای این روز طراحی شده بود به صورتی در یک قسمتش نشان قلب بود و این کفش بنا به این که به آقایون اهدا می شود،پسرانه بود!! . . . !در هر حال این روز یک فرصت تجاری بزرگ هم هست که هر کس به طریقی از آن سود می برد.

روز ما هم امیدواریم هر چه زودتر برسدنیشخند

با تشکر

تاکاشی

نویسنده: تاکاشی - شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸

پرواز شماره ی 800/801 ایران ایر از مقصد توکیو به تهران و بالعکس از ماه فوریه دیگر پرواز نمی کند!

قصد داشتیم برای تعطیلات بهار به ایران بیاییم و برای بلیط هواپیما هم مثل همیشه از تخفیف دانشجویی 50% استفاده کنیم که این خبر را شنیدیم!اول فکر کردم که این بار هم مثل سال گذشته که شایعه بود پرواز ها لغو می شود؛شایعه ای بیش نیست ولی با ایران ایر در توکیو تماس گرفتیم،گفتند که پرواز ها در کامپیوتر بسته شده و از ایران هم درست جوابمان را نمی دهند!!

به دنبال پروازهای دیگر که رفتم،قیمت ها بسیار درد آور بود و البته کمی هم دیر اقدام کردم.بهترین قیمت پرواز هواپیمایی روسیه از طریق مسکو بود که 12 ساعت باید در فرودگاه می ماندیم برای تعویض پرواز!قیمت هم 980 هزار تومان!!پرواز ایران ایر حدودا 680 هزار تومان بود که برای آن هم قبلش باید ساعات کار نیمه وقت را افزایش می دادیم و صرفه جویی می کردیم تا پس انداز نموده و بلیط بخریم!

بعد از آن ارزان ترین پرواز از طریق ترکیش ایر بود که بسیار خوب بود ولی 1.5 میلیون تومان ناقابل آب می خورد!دیروز که زنگ زدم ارزان ترین پرواز ار اتریش بود!آن هم 1.5 میلیون تومان!

فکر می کنم که بباید بی خیال شوم و برای تابستان زودتر اقدام کنم تا بتوانم یک بلیط ارزان پیدا کنم . . .

با تشکر

تاکاشی 

نویسنده: تاکاشی - جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸

مدتی پیش با یکی از دوستان به استان مجاور محل زندگی برای اجاره ی یک دستگاه مزدا MX-5 رفتیم!!

مزدا MX-5 پرفروش ترین خودرو از این نوع در کلاس خودش است.این خودرو سبک وزن دو نفره روباز با تقسیم وزن 50-50 در جلو و عقب خودرو،یک فرمان بسیار دقیق،ویژگی های اسپرتی خود و با قیمتی بسیار رقابتی در این کلاس ،بسیار از رقیبان خویش پیش افتاده است.این خودرو اولین بار در سال 1988 به بازار عرضه شد و مدل کنونی نسل سوم از این خودرو است.نکته ی قابل توجه در مورد این خودر نگه داشتن کانسپت اولیه (Keep Concept) است که شما اگر با مدل اولیه این خودرو آشنایی داشته باشید با دیدن نسل سوم کاملا به هویت خودرو پی می برید.این مخصوصا در چراغ های جلو و عقب خودرو و خطوط بدنه بیشتر نمایان می گرد.

مزدای مورد بحث به رنگ قرمز آلبابویی!!(Wine Red) که 31 هزار کیلومتر کار کرده بود.البته همه چیز سالم بود و مشکلی نبود.این مدل دارای سقف پارچه ای بود ولی مزدا مدل دیگری با سقف فلزی(Hard Top) هم عرضه می کند که دارای قیمت بیشتری است ولی از لحاظ ورود صدای بیرون بسیار آرام تر است.با این حال این خودرو هم از یک کابین بسیار آرام و کم صدا بهره برده و فقط در سرعت های بالا باد از بالای پنجره های کناری داخل می شود و صدایش در طولانی مدت آزاردهنده خواهد بود.البته با سرعت تقریبا 120 کیلومتر مشکلی نیست ولی در حدود 160 صدا آزاردهنده است!(پیش خودمان بماند محدوده ی سرعت بزرگراه 100 کیلومتر بر ساعت است در ژاپن!خنثی)

این خودرو از یک موتور 2 لیتری به قدرت 158 اسب بخار و شتاب صفر تا صد 7.9 ثانیه و یک گیربکس اتوماتیک 6 سرعته بهره می برد.البته شما می توانید یک گیربکس 6 سرعته دستی سفارش بدهید.علاوه بر این در بازار های صادراتی یک موتور 1.8 لیتری هم عرضه می شود.یکی از مشخصات بارز این خودرو وزن کم آن است که در مدل های مختلف در حدود 1090-1140 کیلوگرم است.درب صندوق عقب و درب موتور از آلومنیوم ساخته شده و حتی در ساخت آینه ی وسط هم تمام تلاش برای کمتر کردن وزن انجام گرفته که نتیجه 84 گرم سبک تر از مدل قبلی است.

رانندگی با این خودرو واقعا هیجان انگیز است،صندلی ها سفت و اسپرتی هستند ولی در مدت طولانی اگر عادت به این گونه صندلی های اسپرت نداشته باشید می تواند درد آور باشد؛همان طور که ما از کمر درد شب را به سختی به صبح رساندیم.کابین از مواد با کیفت ساخته شده ولی جای زیادی برای وسایل شما نیست.البته چنین انتظاری هم از این جور خودرو ها نمی توان داشت.سقف پارچه ای با دست باز و بسته شده و کمی زور می خواهد و نمی توان همین طور که پشت فرمان هستید آن را بست! 

مصرف سوخت این خودرو طی مسافت 350 کیلومتری که ما با آن در مسیرهای مختلف کوهستانی،شهر و بزرگراه طی کردیم حدود 9.1 لیتر بر 100 کیلومتر بود که واقعا رقم خوبی است.

این اولین تجربه ی اینجانب از رانندگی با یک خودروی اسپرت بود و کمک کرد تا بیشتر با این خودرو آشنا شوم.این خودرو قطعا با قیمت رقابتی خود نسبت به دیگر خودروها در این کلاس،یک انتخاب ایده آل هست و من امیدوارم که گروه بهمن نیم نگاهی هم به این خودرو داشته باشند که شاید گزینه ی مناسبی برای واردات باشد.

با تشکر

تاکاشی

نویسنده: تاکاشی - سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸

نمی دانم تو این سن و سال خوب هست هنوز اسباب بازی خرید یا نه؟ولی ما گه گاه اسباب بازی می خریم!اسباب ما معمولا مدل کوچک شده ی خودروهاست و بنده شدیدا به آنها علاقه داریم.از دوران کودکی این عادت رفع نشده و همچنان ادامه دارد.حتی دلم برای دیگر ماشن هایم هم تنگ شده که در ایران هستند و هر وقت بر می گردم،درست و حسابی یک گرد گیریشان می کنم.

یک موکت در اتاقم بود که به جای نقش معمول،یک شهر بود با خیابان هایش که ساعت ها در آن ماشین هایم را پارک می کردم و به سینما یا سوپر مارکت شهر می رفتم و دنیایی برای خودم داشتم . . . 

روزها هم بعضی اوقات با بچه ها در کوچه مان که بن بست بود ماشین بازی می کردیم.این طور بود که روی زمین با گچ جاده می کشیدیم،با پیچ و خم فراوان و به نویت با پنج ضربه ماشین هایمان را به جلو می بردیم و اگر از خط بیرون می رفتیم بایستی از نزدیک ترین تعمیرگاه قبلی دوباره بازی را شروع می کردیم.یادم می آید همسایمان ماشینش را از پارکینگ بیرون آورد و ما آن ماشین هایی که سر راه بود برداشتیم ولی من یکی از ماشین هایم را یادم رفت بردارم و صدای له شدنش زیر چرخ های ماشین همسایمان هنوز در گوشم هست . . . 

نیسان GT-R

سوبارو و میتسوبیشس

سوبارو و میتسوبیشی

یکی دیگر از اسباب بازی هایی که بسیار دوست داشتم لگو بود.همه چیز می شد ساخت؛از ماشین بگیرید تا قایق و قلعه و چیزهای دیگر.

یک جور کیت الکتریکی هم بود که اسمش کاوش الکترونیک بود که می توانستیم مدارهای الکتریکی با دیودهای نوری چشمک زن و انواع دیگر کیت ها رو ساخت که تو دوران راهنمایی سرگرمی خوبی بود.

راستی شما چه اسباب بازی هایی داشتید؟!

با تشکر

تاکاشی

تاکاشی
یه عشق ماشین تو غریت.تو رشته ی مکانیک درس می خونم. تو وبلاگ از ماشین و زندگی در ژاپن و موضوعاتی که ذهنم رو مشغول کرده می نویسم.
کدهای اضافی کاربر :