روزی روزگاری،سرزمین آفتاب!
I Love Cars but Who Knows the meaning of Love
صفحات وبلاگ
نویسنده: تاکاشی - یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸

 و بالاخره انتظار به سر آمد و فردا 7 سپتامبر است!!از فرط هیجان خواب به چشمانم نیامده است.دیروز رفتم و چند سوغاتی هم خریدم،بلیط هواپیما و بلیط اتویوس تا فرودگاه را هم گرفتم.کارهای زیادی می خواستم انجام بدهم ولی از فرط هیجان هیچ کدامش یادم نیست!!نگران

          

 یک حسی که نمی شود توصیفش کرد!اینکه روزی که خیلی وقت یود انتظارش را می کشیدی رسیده،دارم به این فکر می کنم که چه کارهایی باید در ایران انجام بدهم . . . باید اشتراک مجله ماشین را هم تمدید کنم وگرنه بی مجله ماشین خواهم گردید . . .

          

دلم برای دود و دم تهران تنگ شده،برای تاکسی سمند نارنجی،برای بوق های پی در پی و برای صدای اذانی که از گلدسته ها می آید و برای افطاری هایش و خلاصه دلمان شدید به تنگ آمده . . .

          

          

پ.ن.ویلاگ به مدت 3 هفته به روز نخواهد شد.

با تشکر

تاکاشی

تاکاشی
یه عشق ماشین تو غریت.تو رشته ی مکانیک درس می خونم. تو وبلاگ از ماشین و زندگی در ژاپن و موضوعاتی که ذهنم رو مشغول کرده می نویسم.
کدهای اضافی کاربر :