روزی روزگاری،سرزمین آفتاب!
I Love Cars but Who Knows the meaning of Love
صفحات وبلاگ
نویسنده: تاکاشی - شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸

در این سه هفته به اندازه ی سه سال حرص خوردیم!نابسامانی در ترافیک،فرهنگ پایین مردم در رانندگی و هم در پاکیزه نگه داشتن شهر!و حتی مسائل خیلی پیش پا افتاده!!!دیگر نبایند به شمایی که خیلی شیک پوش هستی و کت و شلوار اتو کشیده بر تن داری،باد آوری کنند که وقتی کیکت را کوفت کردی آشغالش را همین طور پرت نکن وسط راه!!!!!یا شمایی که دانشجویی و مثلا تحصیل کردی وقتی یک آگهی که در خیابان پخش می کنند را نمی خواهی نگیر!!نه اینکه بگیری و دو قدم جلو تر مچاله کرده و وسط پیاده رو بیاندازی . . . آدم یک جورهایی نا امید می شود!اینقدر به تاریخ و تمدن با شکوهمان می بالیم ولی اینقدر بی فرهنگیم!!!!!

 رانندگی هم که دیگر لازم به گفتن نیست!شب ها که دیگر چراغ راهنمایی معنی ندارد!برای موتور سواران محترم در روز هم چراغ راهنمایی معنی ندارد!چراغ قرمز را رد کرده و نزدیک بود زیرش کنم،حالا ایستاده با کمال وقاحت زل زده تو چشمای ما!!!قهروقاحت هم حدی دارد . . . .

                 

مشکل هم از خود ما است و هم از دولت که از وقتی بچه بودیم در مدرسه به ما یاد ندادند و این فرهنگ برای ما نهادبنه نشده است.

 بهتر است به جای اینکه به خود ببالیم و از خود تعریف کنیم،رفتارهایمان را اصلاح کنیم.

پ.ن.به کسی توهین نشود،منظورم همه ی افراد نیست.

با تشکر

تاکاشی

تاکاشی
یه عشق ماشین تو غریت.تو رشته ی مکانیک درس می خونم. تو وبلاگ از ماشین و زندگی در ژاپن و موضوعاتی که ذهنم رو مشغول کرده می نویسم.
کدهای اضافی کاربر :