روزی روزگاری،سرزمین آفتاب!
I Love Cars but Who Knows the meaning of Love
صفحات وبلاگ
نویسنده: تاکاشی - سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸

نمی دانم تو این سن و سال خوب هست هنوز اسباب بازی خرید یا نه؟ولی ما گه گاه اسباب بازی می خریم!اسباب ما معمولا مدل کوچک شده ی خودروهاست و بنده شدیدا به آنها علاقه داریم.از دوران کودکی این عادت رفع نشده و همچنان ادامه دارد.حتی دلم برای دیگر ماشن هایم هم تنگ شده که در ایران هستند و هر وقت بر می گردم،درست و حسابی یک گرد گیریشان می کنم.

یک موکت در اتاقم بود که به جای نقش معمول،یک شهر بود با خیابان هایش که ساعت ها در آن ماشین هایم را پارک می کردم و به سینما یا سوپر مارکت شهر می رفتم و دنیایی برای خودم داشتم . . . 

روزها هم بعضی اوقات با بچه ها در کوچه مان که بن بست بود ماشین بازی می کردیم.این طور بود که روی زمین با گچ جاده می کشیدیم،با پیچ و خم فراوان و به نویت با پنج ضربه ماشین هایمان را به جلو می بردیم و اگر از خط بیرون می رفتیم بایستی از نزدیک ترین تعمیرگاه قبلی دوباره بازی را شروع می کردیم.یادم می آید همسایمان ماشینش را از پارکینگ بیرون آورد و ما آن ماشین هایی که سر راه بود برداشتیم ولی من یکی از ماشین هایم را یادم رفت بردارم و صدای له شدنش زیر چرخ های ماشین همسایمان هنوز در گوشم هست . . . 

نیسان GT-R

سوبارو و میتسوبیشس

سوبارو و میتسوبیشی

یکی دیگر از اسباب بازی هایی که بسیار دوست داشتم لگو بود.همه چیز می شد ساخت؛از ماشین بگیرید تا قایق و قلعه و چیزهای دیگر.

یک جور کیت الکتریکی هم بود که اسمش کاوش الکترونیک بود که می توانستیم مدارهای الکتریکی با دیودهای نوری چشمک زن و انواع دیگر کیت ها رو ساخت که تو دوران راهنمایی سرگرمی خوبی بود.

راستی شما چه اسباب بازی هایی داشتید؟!

با تشکر

تاکاشی

تاکاشی
یه عشق ماشین تو غریت.تو رشته ی مکانیک درس می خونم. تو وبلاگ از ماشین و زندگی در ژاپن و موضوعاتی که ذهنم رو مشغول کرده می نویسم.
کدهای اضافی کاربر :