روزی روزگاری،سرزمین آفتاب!
I Love Cars but Who Knows the meaning of Love
صفحات وبلاگ
نویسنده: تاکاشی - شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٠

 یک هفته ی پیش برگشتم ژاپن!از اول هم همه مخالف بودن که من برگردم ولی چاره ای نبود، دانشگاه شروع شده و من بایستی می اومدم.البته نه اینکه دلهره نداشته باشم به خاطر حادثه ی هسته ای که همین چند روز پیش هم اعلام شد که درجه ی هشدارش یه اندازه ی حادثه ی چرنوبیل رسید.مشکل اینه که هنوز نتونستن یه چاره ای به حال نیروگاه بیاندیشن و اینه که بیشتر آدم رو نگران می کنه و هنوز هم هر روز تششعات هسته ای (که مقدارش نسیت به قبل کاهش یافته) به بیرون نشت می کنه.اینجا هم که ما 200 کیلومتر فاصله داریم با نیروگاه،روزانه مقدار تششعات اندازه گیری میشه و اطراف دانشگاه هم بعضی اوقات میشه دیدشون که با دستگاهاشون دارن اندازه گیری می کنن.

 بیشتربن آسیب رو ساکنان استان فوکوشیما دیدن.دیگه تا شعاع 30 کیلومتری نیروگاه که نمی شه زندگی کرد و کشاورزی اون منطقه هم یه شدت آسیب دیده و کلی از اون زمین ها دیگه قابل استفاده نیست.

 سونامی هم که خونه ی خیلی ها رو ویران کرد.خونه های ژاپنی یک یا دو طبقه معمولا از چوب ساخته می شن که در مقابل زلزله هم مقاوم هست.اون مناطقی هم که سونامی اومد،همه ی این خونه ها رو آب با خودش برد.

پس لرزه ها هم انگار دست از سر ما بر نمی دارن!هر روز یکی دو تا بزرگش رو داریم!بعد از اون زلزله 9 ریشتری،لایه های گسل نامتعادل شده که نتیجش این پس لرزه های فراوون هست.انصافا ترسناکه.مضاف بر اینکه تو خیلی جاها بر اثر زلزله آسیب هایی به ساختمان ها وارد شده.همین اتاق من چندین جاش ترک هایی گوشه ی دیوار هست که نمی دونم چه کار می تونیم باهاش یکنیم!!!!

 

خلاصه دعا کنید.

تاکاشی

تاکاشی
یه عشق ماشین تو غریت.تو رشته ی مکانیک درس می خونم. تو وبلاگ از ماشین و زندگی در ژاپن و موضوعاتی که ذهنم رو مشغول کرده می نویسم.
کدهای اضافی کاربر :