یاد باد آن روزگاران . . .

زمان خیلی دوری نیست،همین دو هفته پیش،ما شاد و خندان و با امیدی فزاینده به آینده!امیدی که همه اش در انتخابات جلوه می کرد . . . چه خوب بود که بعد از مدت ها اینگونه اتحاد را تمرین می کردیم . . . مشارکت را برای تعیین سرنوشت مملکت عزیزمان تمرین می کردیم . . . ولی . . .

و چه روز تلخی است امروز،روزی که نگرانی.نگران مملکت،خانواده،دوستان و همه ی دیگرانی که در تظاهرات ها حاظرند که مبادا اتفاقی بیفتد . . .

این روزها درس هم نمی نوان خواند،درس های انبار شده رو هم باید به دردها اضافه کرد . . . فکرم مغشوش . . .

خدایا!تو شنواترین شنوایانی،به فریاد این مردم برس و عاقبت ایران ما را بخیر کن.

الهی آمین

تاکاشی

/ 6 نظر / 19 بازدید
مسعود

پايان شب سيه سپيد است. صبر داشته باش...

مائده

آدرسمو مجبور شدم عوض کنم :(

مائده

تاکاشی جون می شه بگی اهل کدوم شهری؟ حدس می زنم تهران یا شهرای مرکزی ایران[نیشخند] شما چند ساله اونجا هستید؟ البته اگر دوست دارین بجوابید!